يحيى دولت آبادى
301
حيات يحيى ( فارسى )
بندر انزلى مشايعت مينمايد و برميگردد و با وليعهد نايب السلطنه صورتسازى مىكند به ظاهر دولتى تشكيل ميدهد و براى اسكات روسها يكى دو نفر وزير سوسياليست هم داخل كابينه مينمايد و در باطن اختيار تمام امور كشورى و لشگرى را در دست خود ميگيرد . اينجا بايد بشمهئى از احوال خود اشاره نمايم در اين ايام ميخواهم از امنيتى كه حاصل شده است استفاده كرده باقتصاديات مملكت خدمتى نموده باشم از دولت اجازه تأسيس نمايشگاه امتعه وطنى را تحصيل كردم با حسن توجه سردار سپه ميخواهم شروع نمايم خبردار ميشوم ميرزا حسن خان محتشم السلطنه كه مكرر در اين كتاب نامبرده شده نيز در اين انديشه بوده است اين است كه با او شركت كرده انجمنى از اشخاص مناسب اين كار چه از رجال دولت و چه از تجار و كسبه تشكيل داده بفراهم آوردن مقدمات كار ميكوشيم و با حسن موافقت دولت مخصوصا شخص سردار سپه كار ما بسرعت پيش ميرود براى محل نمايشگاه عمارت تكيه دولت در نظر گرفته مىشود . تكيه دولت اتصال دارد بباغ گلستان تهران و دربار دولت اين بنا براى تعزيه خوانى در زمان سلطنت ناصر الدين شاه قاجار ساخته شد صحن وسيع آن فلكه و اطرافش سه طبقه غرفه و طاقش از آهن مشبك است كه در ايام تعزيهخوانى به روى آن آهنها چادر كشيده طاق مزبور را ميپوشانيدند و تعزيهخوانى ناصر الدين شاه در اين تكيه و تجملاتى كه در آن نموده ميشد و تعيشهائى را كه بنام عزادارى مذهبى دربرداشت شرحش كتابى مخصوص لازم دارد . تكيه دولت در سه طبقه بنا شده بود و بعد از مدتى معلوم شد بملاحظه سنگينى طاق يك طبقهاش بايد برداشته شود اين است كه اكنون دو طبقه مانده است با همان طاق آهنين . بعد از كشته شدن ناصر الدين شاه ديگر تكيه دولت اعتبار و تجملهاى اولى را به خود نديد و اگر در زمان سلطنت مظفر الدين شاه و محمد عليشاه گاهى تعزيهئى در آنجا برپا ميشده است جلال و عظمت پيش را نداشته بعد از مشروطيت و در انقلابات سياسى اين مؤسسه بىبودجه مانده به كلى متروك و در شرف خرابى و ويرانى بود